شرارتِ ویژه و منحصربهفردِ سرکوبِ ابرازِ یک عقیده در این است که محروم ساختن و غارتِ تمامِ نسل بشر است.
شرارتِ ویژه و منحصربهفردِ سرکوبِ ابرازِ یک عقیده در این است که محروم ساختن و غارتِ تمامِ نسل بشر است.
فرد بر خویشتن، و بر تن و ذهنِ خود، حاکمِ مطلق است.
اگر تمامیِ بشریت جز یک نفر همرای باشند، بشریت حق ندارد آن یک نفر را خاموش کند، همانگونه که اگر آن یک نفر قدرت داشت، حق نداشت تمام بشریت را خاموش سازد!
هنگامی که دیکتاتوری به یک واقعیت بدل شود، «انقلاب» به یک «حق» تبدیل میگردد.
چشمپوشی از «آزادی»، چشمپوشی از «انسان بودن» است؛ یعنی واگذاریِ حقوق انسانیت و حتی وظایف آن.
ای مردم آزاد، این اصل را به یاد داشته باشید: میتوان «آزادی» را به دست آورد، اما وقتی از دست رفت، هرگز بازنمیگردد!
انسان آزاد به دنیا میآید، اما همهجا در بند و زنجیر است!
از میان تمامی استبدادهایی که دامنگیر بشریت میشود، استبدادِ مذهبی بدترین است.
کسانی که انتظار دارند از مواهب و برکاتِ «آزادی» بهرهمند شوند، باید رنج و خستگیِ دفاع از آن را نیز به جان بخرند.
در بند و زنجیر بودن غالباً امنتر از آزاد بودن است!
آزادی فردی، قدرت فردی است؛ و از آنجا که قدرت یک جامعه ترکیبی از قدرتهای فردی است، قدرتِ آزادیِ آن جامعه نیز نماد توانِ جمعیِ آن است.
کارگران جهان، متحد شوید! شما چیزی برای از دست دادن ندارید جز زنجیرهایتان!