اثباتگرایی (پوزیتیویسم) اساساً متشکل از یک فلسفه و یک نظامِ حکمرانی است.
اثباتگرایی (پوزیتیویسم) اساساً متشکل از یک فلسفه و یک نظامِ حکمرانی است.
همهچیز نسبی است، و همین «نسبی بودن» تنها امرِ مطلق است!
اندیشهها و ایدهها هستند که جهان را اداره میکنند یا آن را به آشوب و هرج و مرج میکشانند.
انسانِ ناخرسند بودن بمراتب بهتر از خوکِ خرسند بودن است؛ و سقراطِ ناخرسند بودن بمراتب بهتر از نادانِ خرسند بودن!
از میان تمامیِ آفریدگانی که بر روی زمین نفس میکشند و میجنبند، هیچ مخلوقی ناتوانتر و بیثباتتر از انسان پدید نیامده است!
نیایش و سپاس در خلوت و تنهایی کافی است؛ سپاسگزاری بال دارد و به جایی که باید میرود.
من همیشه زندگانی را به مسخره گرفتم؛ دنیا، مردم، همهاش به چشمم یک بازیچه، یک ننگ، یک چیز پوچ و بیمعنی است.
ارتش و لشکرِ «اصول و اندیشهها» میتواند به جایی نفوذ کند که لشکری از سربازان هرگز توانِ ورود به آن را ندارد.
«رنج» تنها عنصرِ مثبت در این جهان است؛ در واقع تنها پیوند میان این جهان و امرِ متعالی است.
هرگاه نیاز شدیدی به — بگذارید این واژه را بگویم — «دین» احساس میکنم، بیرون میروم و ستارگان را نقاشی میکنم!
فیلسوفان تنها جهان را به شیوههای گوناگون «تفسیر» کردهاند؛ اما مسئله بر سر «تغییر» دادنِ آن است.
ایمان چیزی برای چنگ زدن نیست، بلکه حالتی است که باید در آن رشد کرد و بالید.